محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

374

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

واجب . و گفته شد كه ريح الصبيان مرادف امّ الصبيان بود يا مخالف آن در علاج مراعات علامات اخلاط لازم است و حسب سبب موجود تدارك واجب . و آنچه بالخاصيت نفع دارد ، خواه با حرارت باشد و خواه بىحرارت ، اين است : فادزهر حيوانى كه عبارت از حجر التيس است در شير يا دوغ بسايند و قدرى خورانند و ربط اطراف و وضع محاجم بر ساقين و ماليدن جندبيدستر درون گوش و بر منفذ بينى و بر كفهاى دست و پاى مفيد است . و به دستور ، ماليدن تيزاب نرم بر كف پاى نفع تمام دارد . و كذا خردل سحق كرده بر كف پاى ماليدن سود مىدهد . و پنيرمايهء خرگوش نيم دانگ يا دانگى در آب حل كرده دادن بالخاصيت مفيد است . و طريق آن در اسهال صبيان گفته شود . و به تجربه رسيده كه چند طفل را كه ريح الصبيان از سه چهار نوبت تجاوز كرده بود قطعه از مرجان به آتش سرخ كرده ميان دو ابروى او داغ دادند حين مرض و به سوزش آن فورا افاقه افتاد و باز عود نكرد . و بعضى به پشك گوسپند و جز آن نيز داغ مىكنند و سود مىدهد ، ليكن هر گاه دو سه روز مريض به همين مرض مبتلا مانده باشد و سرخى چشم كدر گشته و توقع منقطع باشد ، در چنين وقت تعذيب به داغ مناسب نيست . فائده [ عروض ريح الصبيان بيشتر به صبيان نابالغ ] بايد دانست كه ريح الصبيان بيشتر به صبيان نابالغ عارض مىشود و به سبب توفير رطوبات دِماغ در اصل خلقت . و قاعده اين رطوبت است كه گاه در حالت بودن جنين در رحم پاك شود و گاه باشد كه بعد ولادت به قروح سر و اورام پاك گردد و اگر تنقيهء وى نه در رحم اتفاق افتد و نه بعد ولادت به قروح سر و اورام آن ، ضرورى است كه اين مرض پديد آيد . و بسيار باشد كه مرض مذكور بىعلاج عند بلوغ ، خود به خود زائل شود ، به شرطى كه سوء تدبير ديگر نرود . از اينجا است كه بعضى گفته‌اند كه صرع شيرخوار را علاج نكنند ، به شرطى كه زود همىگذرد و پى هم نيفتد ، چه ، بسيار باشد كه مادّه سبك باشد و زود درگذرد و به سبب سوء تدبير عسر گردد ، ليكن معالجهء مرضعه بر حال واجب دانند و طفل را از هرچه محرك اين مرض است دور دارند ، چون سماع آواز قوى و ديدن چيز براق و روان و برآمدن بر بلندى و داشتن بر مهبّ باد و امثال آن و گوشت بز و گاو و اسپ و مانند آن و هر چه بخارانگيز بود ، خاصه كرفس و امثال آن دايه را نخورانند . و از جماع البته بازدارند . و پوشيده نماند كه در ابتداى ماه ، اين مرض را قوت و حركت بيشتر است و بدين سبب طفلى را كه اين مرض مكرر واقع شده باشد و هنوز رفع آن متحقّق نگشته ، احتياط در تدبير وى مىكرده باشند و اوائل ماه جندبيدستر ببويانند ، بلكه بر مهد و لباس وى نيز تعليق نمايند و اندكى شبها بخورانند ، خاصه اگر گريهء بىسبب و تغيّر وضع و سوء تنفس و امثال آن كه آثار تقدّم مرض مذكوراند پيدا آيند عنايت تمام در محافظت او نمايند و قبض طبع روانه دارند . عطسهء متواتر اگر جهت ورم گرم بود كه در نواحى دماغ افتد آثار ورم از تپ و حرارت